«یکی از تواناییهایی که از طرف هنرمند بیشتر انتظار آن میرود این
است که با چشم دیگران در صنف اشعار دیگران درآمده، زیباییهایی را که هست و جهات
مشترکپسند دارد یا ندارد، پیدا کند.»
[نامه به شین پرتو،
نیما]
«دربارهی...»
این کتاب بازساختهی کتاب «غزاله خورشید»، شامل
دفترهای ژینوس (1325)، سمندر (1325)، دختر دریا (1325)، خوشه پروین (1325) و غژمه (1329)،
مجموعه شعرهای شین پرتو (علی شیرازپور1286-1376) است که تنها یک بار توسط انتشارات
مزدا در سال 1352 به چاپ رسیده است.
![]() |
غزاله خورشید 1352، دو نامه 1329 |
پارهی افزوده به آن «دو نامه، از نیما یوشیج به
شین پرتو و از شین پرتو به نیما یوشیج است» که در سال 1329، خیلی پیشتر از انتشار
«غزاله خورشید»، منتشر شده بود.
*
به گزارش شمس لنگرودی، شین پرتو «در کنگاور
متولد شده، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذرانیده، سال 1304 ش برای ادامه
تحصیل به فرانسه روانه گردیده، سال 1309 با در دست داشتن دکتری تاریخ و ادبیات
فرانسه به ایران برگشته، و سال 1310 با بزرگ علوی و صادق هدایت مجله آرمان را
منتشر میکند، در سال 1313 دو مجموعه داستان به
نامهای "ویدا" و "کو عشق من" از او چاپ میشود، در
سال 1314 ه.ش برای پارهای تحقیقات به هندوستان میرود[1] و پس
از بازگشت در وزارت امور خارجه مشغول به کار میشود»[2].
همچنین اوست که هدایت را به هند برد[3]:
«هدایت در سال 1315 به دعوت دکتر شیرازپور پرتو
(شین پرتو)، عضو وزارت امور خارجه که در آن هنگام ویسکنسول ایران در بمبئی بود و
با تحصیل مرخصی به ایران آمده بود، به عنوان متخصص تنظیم دیالوگ فیلم فارسی به
هندوستان رفت.»[4]
«شین پرتو یا علی شیرازپور از دوستان هدایت و
یکی از نویسندگانی است که کتاب "انیران" را مشترکا با هدایت و علوی
منتشر ساخت. در سالهای میانی دهه دوم قرن شمسی حاضر، او کارمند کنسولگری ایران در
بمبئی بود و در آبان سال 1315 که برای مرخصی به ایران آمده بود، هدایت را که میخواست
از «قبرستان گندیدهی نکبتبارِ ادبار و خفهکننده» بگریزد، با خود به بمبئی برد،
و در همانجا بود که هدایت توانست زبان پهلوی را نزد محقق نامآور هند بهرام گور
انکلساریا بیاموزد و بوف کور را با ماشین چاپ دستی در پنجاه نسخه تکثیر کند. شین
پرتو چندین جلد کتاب، از جمله رمانی به نام «بیگانهای در بهشت» منتشر کرده است که
در آن رمان بخشی از خاطرات خودش با هدایت منعکس است.
شین پرتو درباره چگونگی سفر هدایت به هند گفته
است: آخرش توانستم صادق را پیدا کنم و با او حرف بزنم. دلش میخواست از تهران
برود. گفتم که با من به بمبئی بیاید و او قبول کرد. با هر زحمتی بود برایش پاسپورت
گرفتم. گرچه خانوادهاش نفوذ زیادی داشتند اما هیچکدام کمکی نکردند. خوب یادم است
که وقتی داشتم در شهربانی ترتیب کارها را میدادم صادق بیرون بود و هی بالا و
پایین میرفت.»[5]
و به شهادت
نامههای هدایت، رفیق بود:
«پرتو با من خیلی خوب تا میکند، منزل یکی و جیب یکی هستیم.»[6]
«در اینجا باز هرچه مایوس میشویم وبال گردن پرتو میشویم، او هم
میلیاردر نیست.» [7]
*
![]() |
نیما و شین پرتو |
از سوی دیگر پس از این سالها، در 1325، دفترهای شعرش را
برای نیما فرستاد که نیما نامهای تاریخی و انتقادیای بر آن نوشت که با پاسخ پرتو
در سال 1329 چاپخش شد. نباید فراموش کرد که «دو نامه»، هرچند مقالهی بلند «ارزش
احساسات در زندگی هنرپیشگان» که در سالهای 1318 و 1319، زنجیرهوار در مجله
موسیقی به چاپ رسیده بود[8]، تنها
اثری بود که در آن زمان نظر و نگاه نیما به ادبیات و شعر گذشته و نو را با دقت و
پرداختن به ریزهکاریها نمایش و توضیح میداد و به شکل کتابچهای منتشر شد[9].
انگیزهی من از بازسپاری این کتاب، دو چیز بود. یکی، به قول
شمس لنگرودی، «آشنایی با شعر شین پرتو»[10] و
فهم و بررسی کنجکاوانهتر نقد نیماست.
و دیگر، پیدا کردن «سهمی» است که به قول رویایی «شین پرتو»
در «سامان دادن به شعر فارسی» دارد[11].
*
بر کتاب «غزاله خورشید»، شین پرتو سرآغازی نوشته است و با
اشاره به نامهی نیما، بلافاصله پس از سرآغاز، پاسخی که به نیما نوشته آورده است.
در اینجا آن سرآغاز همانطور در آغاز آمده است اما پاسخ نامه، پس از نامهی نیما
در افزوده آورده شد.
*
دیگر اینکه متاسفانه هرچه تلاش کردم نسخهای از کتاب «دو
نامه» که در سال 29 به چاپ رسیده بود به دست نیامد. از این رو نامهی نیما را از
کتاب «درباره هنر و شعر و شاعری» که طاهباز گردآورده برداشتم، هرجا لازم بود
پانوشتهایی، افزون بر پانوشتهای اندکی که در نسخه طاهباز بود، آوردم. گاهی
پانوشتها از حوصلهی پانوشت بیش بود، آنها را به یادداشتهای پایانی بردم.
افزون بر این، پس از کلنجار رفتن بسیار با خودم و گفتگو با
دوستانی که سالهاست به خواندن نثر نیما خو گرفتهاند، به خودم این اجازه را دادم
که همچون ویراستاری در سجاوندی دست ببرم تا به آسانتر خواندن متن کمک کرده باشم. نثر
نیما پر از معترضه است که خواندن آن را دشوار میکند. گاهی خود نیما، چه اینجا چه
جاهای دیگری چون در «ارزش احساسات» یا «تعریف و تبصره»، این معترضهها را در
پرانتز آورده است، اما اغلب آنها را با «که» رابطی جدا کرده، من آنها را در میان
کاما و نقطهکاما گذاشتهام تا پیوستگی جملههای بلند نیما بهتر آشکار باشد.
بنابراین اگر از این کار کاستی و نارساییهایی پیدا شده، همه به عهدهی من است.
*
همچنین از ارژنگ آقاجری سپاسگزارم که «غزاله خورشید» را به
دستم رساند.
و از آرش جودکی سپاسگزارم که در این بازسپاریها همیشه همراه
و رفیق است.
و از شاهد طباطبایی که دلش با نیما میتپد.
*
به امید روزی که دیگر درختها را به تمنای کاغذ نکشیم.
13
شهریور 1395
امیر حکیمی
لینک دانلود کتاب: غزاله خورشید (مدیافایر)
لینک جایگزین: غزاله خورشید (گوگل درایو)
[1] با توجه به گزارش
آرینپور، شین پرتو در هند هم کارمند وزارت خارجه بوده است. [ن.ک پانوشت 4]
[2] ص 343، ج1، تاریخ
تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، مرکز، 1377
[3] «به هرحال بعد از زحمات زیاد دری به تخته خورد و دکتر پرتو به ایران آمد.
بعد از دوندگیها پاسپرتی تهیه شده و عجالتا دست از پا درازتر به بمبئی آمدهام.»
(نامه به مینوی، ص179) «تا اینکه دری به تخته خورد و دکتر پرتو به عنوان مرخصی به
ایران آمد. از دهنش دررفت گفت آمدم تو را با خودم ببرم...» (نامه به مینوی، ص180) [نامههای
صادق هدایت، گردآورده محمد بهارلو، نشر اوجا، تابستان 1374]
[4] ص340، ازصباتاروزگار
ما، یحیی آرینپور، زوار، 1382
[5] ص280، نامههای صادق
هدایت، گردآورده محمد بهارلو، نشر اوجا، تابستان 1374
[6] به
مینوی، ص187، نامههای صادق هدایت، گردآورده محمد بهارلو، نشر اوجا، تابستان 1374
[7] به
مینوی، ص193، نامههای صادق هدایت، گردآورده محمد بهارلو، نشر اوجا، تابستان 1374
[8] در سال 1335 بود
«ارزش احساسات» به کوشش جنتی عطایی به شکل کتابی جداگانه با حواشی به چاپ رسید.
[ارزش احساسات، بنگاه مطبوعاتی صفیعلیشاه، 1335، تهران]
[9] از مقدمههای
«افسانه» و «خانوادهی سرباز» هم باید نام برد که هرچند کوتاه، دقیقههایی از آنچه
نیما در نظر داشت در خود داشتند، که پیش از «دو نامه» چاپ شدند.
[10]«...مثلا از شین. پرتو، شاعری که مورد
توجه نیما بود، بیش از حد متعارف این کتاب، شعر آورده شده است. علت این امر، پاسخ
به دغدغهی خیالی بود که بسیاری از علاقهمندان به شعر نو، نسبت به نظر نیما
درباره اشعار این شاعر داشتهاند. به نظر من، درستترین و موجهترین کار برای
آشنایی با اشعار شین. پرتو و تایید یا رد نظر نیما، مطالعه اشعار بیشتر از این
شاعر بوده است...» [ص 4، تاریخ تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، مرکز، 1377]
[11]
«شاعرانى مثل محمد مقدم، شین پرتو،
تندركیا و تقى رفعت؛ اینها هركدام سهمى در سامان دادن به شعر نو فارسى دارند. شاید
اگر اینها به مسئلهى فرم در شعر اندیشیده بودند، شعر نو امروز پدر یا پدرهاى دیگرى
هم داشت. وزن شكسته و مصرعهاى نامساوى را در كارهاى اینان هم مىبینیم، اما تنظیم
آن در شعر امروز از آن رو نام «عروض نیمایى» مىگیرد كه نیما به زندگىِ مصرع در
شعر نو قاعده و هنجار مىدهد.» [شعر زبان یا شعر بیزبانی، عبارت از چیست، یدالله
رویایی، دوم، نگاه، 1393، تهران]